الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

235

إحياء علوم الدين ( فارسى )

آحاد معرفتها . و فاضل‌تر معرفتها علمهاى مكاشفه است ، و آن رفيعتر از علمهاى معامله است . بلكه علمهاى معامله كم از معامله است ، چه آن براى معامله خواسته آيد ، زيرا كه فايدهء آن اصلاح عمل است . و فضل عالم به معامله بر عابد آن گاه باشد كه چيزى داند كه نفع آن عام بود . پس به اضافت عمل خاص فاضل‌تر باشد ، و الاّ علم قاصر به عمل فاضل‌تر از عمل قاصر نباشد . پس گوييم : فايدهء اصلاح عمل اصلاح حال دل است ، و فايدهء اصلاح حال دل آن كه جلال بارى تعالى در ذات و صفات و افعال او منكشف شود . پس رفيعتر علمهاى مكاشفه معرفت بارى تعالى است . و آن غايتى است كه براى ذات خود مطلوب است ، چه سعادت بدان يافته شود . بلكه آن عين سعادت است ، و ليكن دلها در دنيا نداند كه آن عين سعادت است ، و در آخرت بدان شاعر « 375 » شود . و آن معرفتى است كه بر آن قيدى نيست و حرّ است ، پس به غير خود متقيد نشود . و هر چه جز آن است از معرفتها به اضافت آن عبيد و خادمان‌اند ، چه براى آن خواسته شوند . و چون براى آن خواسته شوند تفاوت ايشان بر اندازهء سود ايشان باشد در رسيدن به معرفت بارى تعالى ، چه بعضى معرفتها به بعضى رسد ، اما به يك واسطه و اما به وسايط بسيار ، پس هر چه وسايط ميان او و ميان معرفت خداى اندك‌تر است فاضل‌تر است . و اما حالها بدان حالهاى دل مىخواهيم در تصفيه و تطهير آن از شوايب دنيا و شواغل خلق ، تا چون پاك و مصفى شد حقيقت حق او را روشن شود . پس فضايل حالها به قدر تأثير آن است در اصلاح دلها و تطهير آن و مستعد گردانيدن آن تا علمهاى مكاشفه آن را حاصل شود . و چنان كه روشن كردن آينه محتاج است بدان كه پيش از إتمام آن ، حالها باشد آينه را ، بعضى به روشنى نزديك‌تر از بعضى ، پس همچنين است حالهاى دل . پس حالت نزديك يا نزديك گردانيده به صفاى دل فاضل‌تر از آن باشد كه دون آن بود لا محاله ، به سبب نزديكى از مقصود . و همچنين است ترتيب عملها ، چه تأثير آن در تأكيد صفتهاى دل است و جلب حالها سوى آن . و هر عملى كه باشد يا حالتى آرد كه مانع مكاشفه باشد و موجب تاريكى دل و كشنده سوى زخارف دنيا ، و يا حالتى كه مهيا گردانندهء مكاشفه بود و موجب صفاى دل و قطع علاقت آن از دنيا . و اوّل را معصيت گويند ، و دوم را طاعت . و معاصى از روى تأثير در تاريكى و سختى دل [ 175 ] متفاوت است ، و همچنين طاعتها در روشنايى و تصفيهء آن . پس درجات آن بر اندازهء تأثير آن باشد . و آن به اختلاف حالها مختلف شود . و بسيار باشد كه ما مطلق بگوييم كه نماز نفل فاضل‌تر از همهء عبادتهاى نفل ، و حج فاضل‌تر از صدقه ، و قيام شب فاضل‌تر از غير آن باشد . و ليكن تحقيق در آن آن است كه توانگرى كه بخل و دوستى نگاه داشتن مال بر او غالب باشد ، دادن يك درم او را فاضل‌تر از قيام شبها و صيام روزهاست ، زيرا كه روزه كسى را لايق باشد كه شهوت طعام بر او غالب باشد و او شكستن آن

--> ( 375 ) شاعر ، آگاه ، دريابنده .